یک زبان، سه زندگی
کپشن
یک زبان، سه زندگی. شش واژهٔ روزمره (شب، سنگ، زر، اسب، سرزمین، شاه) از فارسی باستان تا پهلوی ساسانی و فارسی امروز. پنج واژه در پهلوی و امروز یک ریخت دارند. حتی «شاهِ شاهان» ماند: Xšāyaθiya Xšāyaθiyānām ← Šāhān šāh ← شاهنشاه. #زبان_فارسی #هندواروپایی
نکتههای کوتاه
«xšapā» در فارسی باستان و «شب» در فارسی امروز: شب خوشهٔ آوایی آغازینش را از دست داد اما تاریکیاش را نگه داشت. میان فارسی باستان و میانه، واژهها هجا از دست دادند.
«daraniya» در فارسی باستان همان «زر» امروز است. سه هجا یک هجا شد و «د» به «ز» بدل شد. واژهٔ اوستایی «zaranya» همین واژه را با همان «ز» نشان میدهد.
«aθanga» (سنگ) در فارسی باستان امروز «سنگ» تکهجایی است. سنگنبشتههای تخت جمشید و شوش به زبانی کنده شدند که واژهٔ سنگش هنوز هر روز گفته میشود.
توضیح تصویر
اینفوگرافیک «یک زبان، سه زندگی». جدولی شش واژه (شب، سنگ، زر، اسب، سرزمین، شاه) را در فارسی باستان، میانه و نو با آوانویسی و خط فارسی مقایسه میکند. نشان مساوی جایی را نشان میدهد که ریخت واژه از فارسی میانه تا نو تغییر نکرده است: پنج از شش. نوار پایین «۵ از ۶» را نشان میدهد و میگوید عنوان شاهنشاه از فارسی باستان تا امروز ماند.



